loading...

میزان مطالب در اینترنت

بازدید : 76
چهارشنبه 4 خرداد 1401 زمان : 17:03

اگر تا کنون در کلاس یا دوره‌ آموزش آنلاین بازاریابی دیجیتال شرکت کرده باشید، یکی از سرفصل‌های آموزشی در این کلاس‌ها مبحث OKR است. در این مطلب سعی خواهیم کرد تا مطلبی مختصر راجع به این مفهوم با یکدیگر مطالعه کنیم.

OKR چیست؟
هر سازمان و شرکتی در کسب‌و‌کار خود، اهدافی را دنبال می‌کند و همواره در پی ایجاد هماهنگی بین افراد سازمان خود است. قطعا هرچه آن سازمان گسترده‌تر و زیر مجموعه‌های بیشتری داشته باشد؛ امکان پیچیدگی بیشتری برای ایجاد هماهنگی در بین افراد جهت پیشبرد اهداف وجود دارد و مستلزم صرف زمان زیادی است. در این زمان استفاده از OKR می‌تواند نقش زیادی در جهت ایجاد هماهنگی در سازمان ایفا ‌کند.

OKR مخفف عبارت Objective & Key Results بوده و به معنای “اهداف و نتایج کلیدی” است. در مدل او کی آر، راهکارهایی برای تعریف و پیگیری اهداف و ارزیابی نتایج آن‌‌ها معمولاً به صورت فصلی (۳‌ماهه) و سالانه وجود دارد.

تکنیک OKR که ایده‌ی آن برای اولین بار در سال ۱۹۷۰ توسط اندی گراو (Andy Grove) در شرکت اینتل مطرح شد، مدیریت بر مبنای اهداف و نتایج کلیدی است. ۲۹ سال بعد در سال ۱۹۹۹ جان دوئر(John Doerr) در کمپانی بزرگ گوگل با اندکی تغییرات آن را معرفی کرد.

شرکت گوگل با استفاده از روش OKR توانست تعداد کارمندان خود را از ۴۰ نفر به ۶۰۰۰ نفر افزایش دهد و حدود ۲۰ سال است که از این روش جهت پیشبرد اهداف سازمان خود استفاده می‌کند.

علاوه بر اینتل و گوگل، لینکدین، توئیتر و اسپاتیفای هم از OKR، استفاده می‌کنند. البته این‌طور نیست که تنها شرکت‌های ارائه‌دهنده سرویس‌های دیجیتالی و آنلاین از سیستم OKRاستفاده ‌کنند؛ شرکت‌هایی مانند والمارت، تارگت و گاردین هم با کمک مدل OKR اهداف سازمانی خود را مدیریت می‌کنند.
اوکی آر در واقع یک فرآیند مدیریت رهبری بسیار موفق است که هدف آن اتصال سازمان، دپارتمان، تیم و اشخاص و یک معیار برای اندازه‌گیری میزان دستیابی به اهداف و تبدیل معیارهای کیفی به پارامترهای کمی است.

روش OKR تنها برای سازمان‌ها کاربرد ندارد و می‌توان از سیستم OKR برای پیشبرد اهداف فردی هم استفاده کرد. در روش OKR، اهداف سازمان کاملا ملموس، واضح و دقیق تعریف می‌شود و هر شخص با اطلاع از وظایف و مسئولیت‌های مربوط به خود، برای تحقق این اهداف مشخص تلاش می‌کند. مشخص کردن اهداف در سیستم OKR سبب می‌شود هر شخص به طور کامل از وظایف خودش آگاه باشد و با تمرکز کامل و بدون انحراف به انجام دادن وظایفش مشغول شود.

OKR شامل لیستی از ۳ تا ۵ هدف با بالاترین اولویت برای هر شخص است که هر کدام از این اهداف، دارای ۳ تا ۵ زیر هدف و نتیجه کلیدی قابل اندازه‌گیری است.
هر نتیجه کلیدی شامل یک نمره‌ی پیشرفت است که از (( ۰-۱۰۰٪ یا ۰ تا ۱٫۰ )) بوده و میزان حصول به نتیجه را نشان می‌دهد.
در این روش یک رهبر و یا مدیر وجود دارد که تیم را هدایت و راهبری می‌کند. نمره قابل قبول برای هر OKR بین ۰٫۶ تا ۰٫۷ است. اگر افراد همواره نمره ۱ بگیرند؛ بدین معناست که OKR آن‌ها به اندازه کافی جاه‌طلبانه نبوده است. از طرف دیگر اگر افراد همواره نمراتی در بازه ۰ تا ۰٫۳ بگیرند؛ به این معنا است که OKR منطقی تعریف نشده و دستیابی به آن غیر ممکن بوده است. تعریف منطقی و مشورتی این معیارها یکی از عوامل اصلی موفقیت متد OKR است.

ویژگی­‌های Objective

اهدافی هستند که سازمان و افراد آن می­‌خواهند به آن‌ها دست­ یابند. در واقع برای اشتیاق به دستیابی این اهداف است که افراد باید صبح از رختخواب بپرند!
ماهیت ذهنی و کیفی دارند.
باید جاه ­طلبانه تعریف شوند و باید تعریف­‌کنندگان تا حدی احساس ناراحتی داشته باشند.
معمولاً هر نفر باید بین 3 تا 5 هدف کوتاه­ مدت در 3 ماه داشته باشد.

ویژگی­‌های Key results
واقعی، مشخص و قابل­ اندازه­ گیری هستند.
نحوه دستیابی به objectiveها را مشخص می­‌کند.
نشان­ دهنده­‌ی میزان دستیابی به objectiveها است.
باید بتوان به­ سادگی با اعداد به آنها نمره داد (مثلاً در گوگل مقیاس 0 تا 1 برای اندازه­ گیری نتایج کلیدی در پایان هر فصل درنظرگرفته می‌شود.)
برای دستیابی به هر objective معمولاً 3 تا 4 key result درنظرگرفته ­می­‌شود.

چگونه از OKR استفاده کنید؟
پس از تعریف OKR، اهداف و نتایج اصلی خود را با همه در میان بگذارید تا همه به درکی مشترک برسند. افراد پس از شروع کار باید شاخص‌های نتیجه خود را به صورت منظم و ترجیحاً هفتگی به‌روزرسانی کنند. باید ۷۰ تا ۷۵٪ از نتایج حاصل شده باشد و این عدد به ۱۰۰٪ نرسد. چون نشان می‌دهد که اهداف به اندازه کافی بلندپروازانه تعیین نشده‌اند.

در صورت لزوم باید به صورت مرتب اهداف را مرور کرده و انعطاف‌پذیر باشید و اگر شرکت، تیم یا اهداف شخصی شما تغییر کرد، OKR ها را هم تغییر دهید. استفاده منظم از این اهداف باعث می‌شود به زمان زیادی برای اجرای آنها لازم نباشد. همچنین وقتی آنها را به صورت مرتب اندازه می‌گیرید می‌توانید از پیشرفت‌شان مطمئن شوید.

چگونه اهداف درست را تعیین کنید؟
OKR چیست و چه نقشی در رشد یک سازمان دارد؟

منابع انسانی یک شرکت می‌تواند به میزان قابل توجهی در تمرکز، بالا بردن تعامل و تعهد کارکنان نقش ایفا کند، نقشی که اهمیت آن از استخدام‌های درست و حفظ استعدادها کمتر نیست. بیایید نگاهی به بهترین موضوعات حوزه منابع انسانی برای تعیین اهداف و نتیجه‌گیری کلیدی بیاندازیم:

این اهداف در حوزه منابع انسانی شامل تعهد شغلی، حفظ کارمندان، استخدام استعدادهای برتر، بهره‌وری کارکنان، توسعه شغلی، تعیین فرهنگ، فرآیند بررسی عملکرد و ایجاد تعادل در زندگی کاری است.

بگذارید موضوع را برایتان بازتر کنیم. برای مثال شما قصد دارید دو هدف را برای تیم منابع انسانی تعیین ‌کنید، یکی بهبود حقوق و مزایا و دیگری افزایش رضایت از مزایا.

به منظور کسب موفقیت در این اهداف باید چه نتایجی را اندازه بگیرید؟

سطح حقوق و دستمزد مشخص
هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی کارکنان
بررسی حقوق آن‌ها با استانداردهای فعلی صنعت
مزایای تعیین اهداف و نتایج کلیدی چیست؟
با وجود تغییر اقتصاد جهانی، تعیین اهداف و نتایج کلیدی روش مناسبی برای رسیدن به نتایجی قابل مشاهده و مشارکت دادن بیشتر کارکنان است. وقتی به این مسئله بیشتر پی می‌بریم که بدانیم آنچه OKRها را از سایر روش‌های مدیریتی جدا می‌کند برنامه‌ریزی از پایین به بالا است.

در چنین روشی همه می‌دانند که اهداف اصلی شرکت چیست و تمرکز خود را باید در کجا بیشتر به کار گیرند. وجود چشم‌اندازی قابل ارائه در بستری نرم‌افزاری به همه امکان می‌دهد که OKRهای سایر اشخاص در سازمان را ببینند و به این وسیله تعاملشان بیشتر شود. این میزان شفافیت محیطی را ایجاد می‌کند که همکاری و کارگروهی در آن بسیار پررنگ است.

جدا از این، بررسی پیشرفت نتایج به صورت هفتگی و شناسایی موانع، فرهنگ پاسخگویی را تقویت می‌کند. رسیدن به OKR انگیزه افراد را نیز بالا می‌برد، چرا که رسیدن به هدف به منزله جشن گرفتن گروهی و تشویق است. درحالی که آن دسته از OKR هایی که با شکست مواجه شده‌اند باید در سه ماهه بعدی با بهبود عملکرد همراه شوند.

کارفرمایان با تعیین OKR یا همان اهداف و نتایج کلیدی، استراتژی کسب و کار خود را تعیین کرده و میزان مشارکت کارکنان را بالا ببرند. اما همانطور که در بالا گفتیم تعیین این اهداف کلیدی نیازمند بررسی همه جانبه و رسیدن به دیدی واضح و شفاف از انتظارات یک کسب و کار است.

تفاوت بین OKR و KPI چیست؟
KPI مخفف شاخص‌های کلیدی عملکرد است و برای ردیابی معیارهای تجاری که عملکرد افراد را منعکس می‌کند، استفاده می‌شود. از سوی دیگر، OKRها روشی برای تعریف نقاطی در سازمان و کسب و کار است که نیاز به تغییر دارند ومی‌توان در آنها رشد کرد.

شاخص‌های کلیدی عملکرد به شما نمی‌گویند که چه چیزی باید تغییر یا بهبود دهید تا کسب‌وکار شما رشد کند، در حالی که OKR به شما کمک می‌کند تا به وضوح ببینید که معیارهای کسب‌وکارتان چگونه با کار روزانه‌تان مرتبط است. این بدان معنا نیست که شرکت شما نمی‌تواند از KPI استفاده کند. در واقع، برخی از KPIها برای نشان دادن سطح عملکردی که می‌خواهید به دست آورید و چه OKRهایی را برای رسیدن به آن باید مشخص کنید، عالی هستند.

چشم انداز و مأموریت
برای پیاده‌سازی صحیح نیاز است تا چشم­‌انداز و مأموریت سازمان تعریف شده باشد. در واقع چشم­‌انداز یک رویا و ایده­ آل سازمان است. چیزی است که الهام­ بخش تمامی افراد شرکت هنگام ورود و خروج از آن است. چشم‌انداز به­ سرعت قابل دستیابی نیست. از طرف دیگر مأموریت به این اشاره دارد که چگونه شرکت تلاش می­‌کند تا به چشم­ اندازش دست یابد. مأموریت‌ها را می‌­توان به­ صورت اهداف واقعی تعریف کرد و شرکت می‌تواند دستیابی به آن‌ها را اندازه­ گیری کند.

همانطور که ذکر شد برای سازمان نیز باید OKR تعریف شود که معمولاً توسط مدیرعامل، هیأت مدیره، مدیران، تیم راهبری و ... تدوین می­‌گردد. نمره OKR سازمان باید در جلسات عمومی پابلیش شود.

از طرفی خود شخص مدیرعامل و دیگر مدیران ارشد نیز دارای OKR هستند. این موضوع سبب می‌­شود که برای کل سازمان این باور به ­وجود بیاید که حتی میزان دستیابی مدیران ارشد به اهدافشان نیز اندازه ­گیری می‌­شود.

منبع: https://www.irantalent.com/blog/what-is-okr/

بازدید : 62
چهارشنبه 4 خرداد 1401 زمان : 16:45

در این مقاله قصد داریم تا با یکی از سرفصل‌های مهم در بادگیری دیجیتال مارکتینگ، آشنا شویم. KPI چیست و چرا تعیین آن برای هر کسب‌وکار دیجیتالی مهم است؟

موفقیت در کسب‌وکار، مستلزم داشتن متر و معیارهای مشخص برای سنجش میزان تحقق اهداف و انجام اقدامات مقتضی با توجه به شاخص‌های خاصی است که زیر نظر گرفته می‌شوند. در واقع، بدون توجه به شاخص‌های کلیدی و مهمی که نشان دهنده میزان تحقق اهداف کسب‌وکار هستند، تحقق آن اهداف و رشد و پیشرفت کسب‌وکار دور از انتظار به نظر می‌رسد. در این مطلب به سراغ این شاخص‌های حیاتی که با عنوان «شاخص‌های کلیدی عملکرد» شناخته می‌شوند می‌رویم و شما را با زیر و بم این مبحث مهم آشنا خواهیم کرد.
اما پیش از هر چیزی لازم است که با تعریف دقیق‌تری از شاخص‌های کلیدی عملکرد آشنا شویم.

شاخص کلیدی عملکرد چیست؟

شاخص کلیدی عملکرد یا KPI (Key Performance Indicator) کمیت قابل سنجشی است که کارآمدی شرکت در رسیدن به اهداف کلیدی کسب‌وکارش را نشان می‌دهد. برای درک بهتر شاخص کلیدی عملکرد بهتر است که به تعاریف مشابه دیگری که از سوی منابع مختلف ارائه شده نیز نگاهی داشته باشیم:
• تعریف واژه نامه آکسفورد از شاخص کلیدی عملکرد: یک مقیاس قابل سنجش که برای ارزیابی موفقیت یک سازمان، کارکنان و غیره در تحقق اهداف تعیین شده برای عملکرد به کار می‌رود؛
• تعریف اینوِستوپدیا: مجموعه‌ای از معیارهای قابل سنجشی که یک شرکت برای سنجش عملکرد خود در طول زمان به کار می‌برد؛
• تعریف واژه نامه مَک‌میلان: روشی برای سنجش کارآمدی یک سازمان و پیشرفت آن در راستای تحقق اهدافی که دارد.
سازمان‌های مختلف در سطوح مختلفی از شاخص‌های کلیدی عملکرد برای ارزیابی موفقیتشان در رسیدن به اهداف مورد نظر استفاده می‌کنند. به عنوان نمونه، این شاخص‌ها در سطوح بالا می‌توانند بر عملکرد کلی کسب‌وکار تمرکز داشته باشند؛ اما تمرکز شاخص‌های کلیدی عملکرد در سطوح پایین‌تر بر فرآیندهای بخش‌های مختلف، مانند فروش، بازاریابی، منابع انسانی و پشتیبانی خواهد بود.

شاخص‌های کلیدی عملکرد چه انواعی دارند؟

شاخص‌های کلیدی عملکرد از دیدگاه آکادمیک به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند. البته از آنجایی که این تقسیم‌بندی‌ها کمک خاصی به مهم‌ترین نیاز ما که تعیین شاخص‌های کلیدی بهتر است نمی‌کنند شاید زیاد سودمند به نظر نرسند؛ اما بهتر است که با نام و کاربرد آنها آشنا باشید:
• شاخص‌های کلیدی عملکرد تأخیری (Lagging KPI): این شاخص‌ها عملکرد شما در طول زمان را نشان می‌دهند. شاخص‌های تأخیری برای نمایش میزان پیشرفت و حفظ تمرکز کارکنان بسیار سودمند هستند، اما تأثیر اقدامات شما بر آنها فوراً مشخص نمی‌شود؛ بنابراین برای تصمیم‌گیری‌های روزانه ایده آل نیستند.
• شاخص‌های کلیدی عملکرد مقدم (Leading KPI): این شاخص‌ها آنچه که در لحظه در جریان است را نشان می‌دهند و می‌توانند در پیش بینی نتایج آینده به شما کمک کنند. ثبت نام مشتریان می‌تواند یک نمونه خوب از این شاخص‌ها باشد؛ چرا که می‌توانید تغییر تعداد ثبت‌نام‌ها را به صورت لحظه‌ای مشاهده کنید.
• شاخص‌های کلیدی عملکرد استراتژیک: این شاخص‌ها میزان پیشرفت شما به سوی اهداف اصلی و اساسی‌تری، مانند تعداد ماهانه کاربران فعال (MAU) را می‌سنجند. شاخص‌های استراتژیک معمولاً دستخوش تغییرات زیاد یا ناگهانی نخواهند شد و لذا عمدتاً به صورت روزانه زیر نظر گرفته نمی‌شوند.
• شاخص‌های کلیدی عملکرد عملیاتی (Operational KPI): این شاخص‌ها موارد روزمره‌تری که به رسیدگی فوری نیاز دارند را می‌سنجند. شاخص‌های عملیاتی، پیشرفت شما در لحظه را نشان می‌دهند و بسته به اولویت‌های فعلی، نسبتاً تغییرات زیادی دارند.
• شاخص‌های کلیدی عملکرد ملموس: این شاخص‌ها موارد عینی و ملموسی هستند که مشاهده و سنجش آنها به آسانی امکانپذیر است. به عنوان نمونه می‌توان به تعداد مشتریان یا حجم فروش اشاره کرد.
• شاخص‌های کلیدی عملکرد غیرملموس: این شاخص‌ها اندکی انتزاعی‌تر هستند و مشاهده و سنجش آنها نیز دشوارتر است؛ مثلاً شاخص خالص ترویج کنندگان (NPS) یا میزان رضایت مشتریان (CSAT) از جمله این شاخص‌ها محسوب می‌شوند.

اکنون که دانستیمKPI چیست و شاخص‌های آن را شناختیم ، در ادامه قصد داریم تعدادی از این شاخص‌ها را معرفی کنیم.

  • شاخص‌های اثربخشی (از مقایسه نتایج پیش بینی شده و نتایج حاصل شده به دست می‌آید)
  • شاخص‌های کارایی (از مقایسه منابع استفاده شده و نتایج حاصل شده به دست می‌آید)
  • شاخص‌های ظرفیت (ظرفیت تولیدی سازمان است)
  • شاخص‌های بهره‌وری (نسبت خروجی تولید شده و منابع)
  • شاخص‌های کیفیت (نسبت تولید بدون اشکال به کل تولید)
  • شاخص‌های سود‌آوری (نسبت بین سود و کل درآمد)، شاخص های رقابت (در مقایسه با رقبا به دست می‌آید)
  • شاخص‌های کارایی (از مقایسه منابع استفاده شده و نتایج حاصل شده به دست می‌آید)
  • شاخص‌های ظرفیت (ظرفیت تولیدی سازمان است)
  • شاخص‌های بهره‌وری (نسبت خروجی تولید شده و منابع)
  • شاخص‌های کیفیت (نسبت تولیدی بدون اشکال به کل تولیدی)
  • شاخص‌های سودآوری (نسبت بین سود و کل درآمد)
  • شاخص‌های رقابت (در مقایسه با رقبا به دست می‌آید)

و در انتها…

توجه به مرتبط بودن شاخص‌های کلیدی عملکرد و قواعد حاکم بر مجموعه‌های ارتباطی، اهمیت زیادی دارد. پاسخ به سوال KPI چیست؟ باید به‌صورت روشن و مشخص برای افراد بیان و تحلیل شود، در این صورت افراد با درنظر گرفتن اهداف سازمان، برنامه‌ریزی کرده و روند فعالیت آنان در تعامل با مدیران و مسئولان تکمیل می‌شود.

همان‌طور که بیان شد استفاده از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) به ما نشان می‌دهند آیا هدف‌گذاری ما در سازمان، درست بوده است؟ آیا در پیمودن مسیر درست عمل کرده‌ایم؟، چقدر به اهداف موردنظرمان نزدیک هستیم؟ همچنین با اندازه‌گیری شاخص‌های کلیدی عملکرد، می‌توان به راحتی تشخیص داد که کدام‌یک از اهداف کسب‌وکار محقق شده است؟
در این مطلب، ضمن پاسخ به سوال KPI چیست؟ با مفهوم این شاخص، ویژگی‌ها و انواع شاخص‌های کلیدی عملکرد آشنا شدیم و درباره کاربرد و اهمیت شاخص‌های کلیدی آن صحبت کردیم.

منبع: ویرگول

بازدید : 36
دوشنبه 19 ارديبهشت 1401 زمان : 19:24

در کلاس‌های آموزش دیجیتال مارکتینگ به هر اقدامی که به روند تبدیل بازدید‌کننده سایت به مشتری، منجر شود، نرخ تبدیل یا Conversion Rate می‌گویند و هر چه نرخ تبدیل رشد داشته باشد به معنای موفقیت سایت شما می‌باشد. یکی از ایده‌های اصلی در خصوص نرخ تبدیل استفاده از نظرات کاربران سایت است به‌طوری‌که آنها برای هدف شما مسیر تعیین کنند.

هدف نهایی شما از طراحی سایت و یا طراحی سایت فروشگاهی چیست ؟ نرخ تبدیل در سایت فروشگاهی چگونه محاسبه می‌شود؟

نرخ تبدیل، نسبت تعداد تبدیل‌ها به تعداد کل بازدیدکنندگان سایت است. به عنوان مثال، اگر یک سایت فروشگاهی در ماه ۲۰۰ بازدید داشته باشد و از آن تعداد ۵۰ نفر اقدام به خرید از سایت کنند نرخ تبدیل آن ۵۰/۲۰۰ (یعنی ۲۵ درصد) خواهد بود.

«تبدیل» می‌تواند هر اقدام یا عملی باشد که شما مایلید بازدیدکنندگان سایت به آن بپردازند. این عملیات می‌تواند هرچیزی مانند یک کلیک ساده روی بخشی از سایت باشد تا انجام خرید آنلاین از سایت انجام شود.

هر اپلیکیشن و وب‌سایتی معمولا چندین هدف مختلف را به عنوان «تبدیل» تعریف می‌کنند و هر کدام نرخ تبدیل مخصوص به خود را دارند.

چرا باید بهینه‌سازی نرخ تبدیل را جدی بگیرید؟

شاید خیلی از مخاطبان مطلب با خواندن داستان بالا به خوبی متوجه اهمیت نرخ تبدیل و بهینه‌سازی آن در سایت شده باشند. اما مطمئناً هستند عزیزانی که هنوز هم شک دارند که آیا باید برای این موضوع زمانی صرف کنم یا نه. با توجه به همین موضوع، در ادامه می‌خواهم با اشاره به نکاتی، اهمیت نرخ تبدیل را بیشتر از قبل به شما یادآوری کنم:

1 - همیشه جایی برای پیشرفت وجود دارد

مهم نیست که در حال حاضر وب‌سایت‌تان چقدر خوب طراحی شده یا این که چند درصد از بازدیدکنندگانتان به مشتری تبدیل می‌شوند، باید به این نکته توجه کنید که همیشه جایی برای پیشرفت وجود دارد. پس اگر اوضاع بر وفق مراد است، به شرایط فعلی وب‌سایت‌تان مغرور نشوید و اگر نیست، هرچه زودتر به فکر تغییر وضعیت نابسامان وب‌سایت خود باشد.

2 - تبلیغات پولی بسیار گرانقیمت و فضای آن به شدت رقابتی است

خیلی‌ها به جای اینکه به بهینه‌سازی نرخ تبدیل سایتشان توجه کنند، سعی می‌کنند با افزایش بازدیدکنندگان از طریق سئو، تبلیغات و... سودشان را افزایش بدهند. در حالی که CRO کمک می‌کند با کمترین هزینه‌ها، از همان تعداد بازدید فعلی سود بیشتری به دست بیاورید. فکر می‌کنم رسیدن به سود بیشتر با کمی کار فنی و کم‌هزینه، لذت‌بخش‌تر از صرف هزینه‌های سنگین برای بازخورد مقطعی باشد.

3 - CRO هزینه‌های جذب مشتری را کاهش می‌دهد

تصور کنید شما برای تبلیغات سایتتان سالانه 20 میلیون تومان هزینه کرده و 10 میلیون تومان سود خالص به دست می‌آورید. حالا اگر وب سایت شما از نظر نرخ تبدیل بهینه شده باشد، این 10 میلیون سود تبلیغات هم به شدت رشد پیدا می‌کند. این یعنی هزینه‌های جذب مشتری و تبلیغات را با کمترین هزینه کاهش داده‌اید.

4 - حالا شما پول بیشتری دارید تا برای جذب مخاطب صرف کنید

این سناریوی فرضی را در نظر بگیرید:

شما صاحب یک کسب‌وکار فروش نرم‌افزار هستید. پیش از انجام CRO برای وب‌سایت‌تان، می‌توانستید ۵% افراد را به ثبت‌نام ترغیب کنید که این به معنیِ درآمد ماهانه‌‌ ۵۰ هزار تومان از هر نفر بوده است. به این ترتیب شما ماهانه از هر ۱۰۰۰ نفر بازدید کننده ۵۰ مشتری جدید کسب می‌کردید و از این ۵۰ نفر نیز ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان درآمد به دست می‌آوردید. حال فرض کنید بهینه سازی نرخ تبدیل را انجام داده‌اید و این نرخ را از ۵% به ۷.۵% افزایش داده‌اید. با این نرخ تبدیل، هر ۱۰۰۰ نفر بازدیدکننده به معنای ۷۵ مشتری جدید و فروش ماهانه‌ی ۳ میلیون و ۷۵۰ هزار تومان خواهد بود.

حرف آخر

نرخ تبدیل یکی از مهم‌ترین شاخص‌های بازاریابی است. این شاخص برخلاف مواردی مانند نرخ کلیک خوری (CTR) دقیقاً مشخص می‌کند که چند درصد از ترافیک دریافتی عملاً کار مورد نظر و مطلوب شما را انجام داده‌اند؛ بنابراین اطلاع از نرخ تبدیل و تلاش در جهت بهبود آن می‌تواند کسب‌وکار شما را در مسیر رشد و پیشرفت بیشتری قرار بدهد.

حال که با مطالعه این مطلب با مفهوم نرخ تبدیل، نحوه محاسبه آن و چگونگی افزایش این شاخص مهم آشنایی پیداکرده‌اید، وقت آن است که دست‌به‌کار شوید و با بهره‌برداری از دانسته‌های خود در جهت رشد روزافزون کسب‌وکارتان قدم بردارید.

منبع: متمم

بازدید : 51
پنجشنبه 26 اسفند 1400 زمان : 11:36

بی‌شک، شما هنگام گشت‌وگذار در اینترنت بارها با انواع تبلیغات مواجه شده‌اید. این روزها، اغلب کسب‌وکارها به ویژه دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال تلاش می‌کنند تا تبلیغات خود را با استفاده از گوگل ادز به دست مخاطب هدفشان برسانند.

با این حال، گوگل ادز زمانی برای کسب‌وکار شما مفید است که بدانید از چه کمپینی برای جذب مخاطب هدف خود استفاده کنید. آیا استفاده از تبلیغات دیسپلی شما را به هدفتان می‌رساند یا باید به سراغ تبلیغات در صفحه نتایج جست‌وجو بروید؟ برای پاسخ دادن به این سوال باید با کمپین‌های متفاوت این پلتفرم آشنا باشید. ما در این مقاله با بررسی کامل انواع کمپین‌های گوگل ادز به شما کمک می‌کنیم تا در مسیر درست گام بردارید. در ادامه با یکتانت همراه شوید. (چنانچه قصد تبلیغات در صفحه اول گوگل را دارید، می‌توانید از پلن‌ها و تعرفه‌های یکتانت آگاهی کسب نمائید)

موضوعاتی که به آن‌ها می‌پردازیم:

انواع کمپین‌های گوگل ادز
معرفی کمپین شبکه سرچ یا جستجو (Search Network Campaigns)
انتخاب بهترین کلمه کلیدی با کیورد پلنر
معرفی کمپین تبلیغات دیسپلی یا نمایشی (DISPLAY CAMPAIGN)
معرفی کمپین شاپینگ یا فروش گوگل ادز (SHOPPING CAMPAIGN)
اشکال مختلف کمپین شاپینگ
معرفی کمپین ویدیویی (VIDEO CAMPAIGN)
اشکال مختلف کمپین‌های ویدیویی
معرفی کمپین افزایش نصب اپلیکیشن (APP CAMPAIGN)
معرفی کمپین هوشمند (Smart)
معرفی کمپین محلی (Local)
معرفی کمپین Discovery
هر هدفی با استفاده از انواع کمپین‌های گوگل ادز دست‌یافتنی است
انواع کمپین‌های گوگل ادز
شما باید هنگام ایجاد کمپین تکلیف دو موضوع را قبل از هر چیزی مشخص کنید. گوگل ادز ابتدا از شما می‌پرسد که هدفتان از ایجاد آن چیست؟ فروش، مشتری راغب (لید)، آگاهی از برند، ترویج اپلیکیشن و ترافیک وب‌سایت از مهم‌ترین اهدافی است که می‌توانید برای تبلیغات خود در نظر بگیرید.

تعیین هدف کمپین‌ تبلیغاتی در گوگل ادز
شما در مرحله دوم باید یکی از انواع کمپین‌ها زیر را برای رسیدن به این هدف انتخاب کنید:

شبکه سرچ یا جستجو: تبلیغ متنی شما پس از اینکه کاربری عبارت کلیدی هدفتان را جست‌وجو کند، در صفحه نتایج نمایش داده می‌شود.
تبلیغات دیسپلی یا نمایشی: با انتخاب این کمپین تبلیغ خود را روانه سایت‌های پارتنر گوگل و شبکه نمایش آن می‌کنید.
شاپینگ یا فروش: تبلیغ شما در اسلایدر محصولات صفحه نتایج جست‌وجو نشان داده می‌شود. کاربر می‌تواند روی تبلیغ شما کلیک کند و سفر خود را برای مقایسه و خرید آن ادامه دهد.
ویدیویی: تبلیغات در این کمپین قبل، حین یا بعد از ویدیوهای یوتیوب نمایش داده می‌شوند.
افزایش نصب اپلیکیشن: تبلیغ اپلیکیشن شما از طریق کانال‌های مختلف مانند اپلیکیشن‌های پلی استور به دست مخاطب هدف می‌رسد.
هوشمند: صفر تا صد ایجاد و مدیریت تبلیغ در این کمپین به عهده الگوریتم‌های هوشمند گوگل است. گوگل این کمپین را برای کمک به کسب‌وکارهای کوچک که آشنایی کافی با مفاهیم بازاریابی و تبلیغات آنلاین ندارند، به پلتفرم خود اضافه کرده است.
محلی: تبلیغ شما در این کمپین به مخاطب محلی (مخاطبی که در اطراف فروشگاه شما زندگی می‌کند.) نشان داده می‌شود.
Discovery: تبلیغات دیسکاوری در فید اپلیکیشن گوگل، جی‌میل و یوتیوب بر اساس رفتار و علایق کاربر نمایش داده می‌شوند.

انواع کمپین های گوگل ادز
با این حال، کدام‌یک از آن‌ها شما را به هدفتان می‌رساند؟ در بخش‌های بعدی سعی می‌کنیم با بررسی جزئیات بیشتری از انواع کمپین‌های گوگل ادز به این سوال پاسخ دهیم. (چنانچه قصد تبلیغات در گوگل را دارید، می‌توانید از پلن‌ها و تعرفه‌های یکتانت در این زمینه آگاهی کسب نمائید)

1- کمپین شبکه سرچ یا جستجو (Search Network Campaigns)
تبلیغات در کمپین شبکه سرچ یا جستجو در بالا یا پایین صفحه نتایج جستجوی گوگل نمایش داده می‌شوند. آن‌ها با برچسب «Ad» از نتایج ارگانیک جدا می‌شوند.

کمپین شبکه سرچ
گوگل در این سال‌ها به انتخاب اول کاربران برای جست‌وجو تبدیل شده است. به همین دلیل، شما با کمک تبلیغات جست‌وجو می‌توانید تبلیغ خود را در جایی نمایش دهید که به احتمال زیاد مخاطب هدفتان حضور دارد. از دیگر مزایای آن می‌توان به تشابه ظاهری تبلیغ به نتایج ارگانیک اشاره کرد که کاربر با آن خو گرفته است.

شما در نسخه سنتی اجازه دارید که تنها از یک تبلیغ یکسان با عنوان و توضیحات ثابت استفاده کنید. با این حال، شما می‌‌توانید بهترین نسخه از تبلیغ خود را با اجرای تبلیغات جست‌وجوی واکنش‌گرا به کاربر نمایش دهید. در تبلیغات واکنش‌گرا عنوان‌ها و توضیحات مختلفی را در اختیار گوگل می‌گذارید. سپس، گوگل آن‌ها را با هم مطابقت می‌دهد تا ترکیبی را با بهترین عملکرد پیدا کند.

از کمپین‌های سرچ بیش از هر چیزی برای ظاهر شدن در صفحه نتایج مخاطبی استفاده می‌شود که برای خرید آماده است. به عنوان مثال، یک فروشگاه آنلاین ساعت هوشمند را در نظر بگیرید. آن‌ها می‌توانند مخاطبی که تصمیم گرفته است ساعت هوشمند بخرد را با هدف قرار دادن عبارت کلیدی «ساعت هوشمند ارزان» جذب کنند.

آن‌ها همچنین بهترین گزینه برای جذب مشتریان راغب (لید) وب‌سایت به حساب می‌آیند. از طرفی، هزینه‌ تبلیغات جست‌وجو بر اساس مدل هزینه به‌ازای کلیک محاسبه می‌شود. از این رو، تا زمانی که کاربر روی تبلیغتان کلیک نکند، مبلغی از شما کسر نمی‌شود. (چنانچه قصد آگاهی از قیمت هر کلیک در گوگل ادز را دارید، مطالعه این مقاله را از دست ندهید!)

انتخاب بهترین کلمه کلیدی با کیورد پلنر
انتخاب کلمه کلیدی در کمپین سرچ گوگل ادز بسیار حائز اهمیت است؛ تحقق اهداف شما به کلمه‌ها و عبارتی بستگی دارد که هدف می‌گیرید. شما می‌توانید از کیورد پلنر برای انجام تحقیق کلمات کلیدی و انتخاب بهترین گزینه‌ها استفاده کنید.

میانگین حجم جست‌وجوی ماهیانه کلمه‌های کلیدی و رنج قیمتی آن‌ها به شما در این ابزار نشان داده می‌شود. از طرفی، کیورد پلنر کلمه‌های کلیدی دیگری هم به شما بر اساس کلمه‌های کلیدی و موضوع وب‌سایتتان پیشنهاد می‌دهد. از این رو، شما می‌توانید بهترین گزینه را از دل این کلمه‌ها بیرون بکشانید.

لازم به ذکر است که پس از انتخاب کلمه‌های کلیدی می‌توانید هزینه احتمالی تبلیغات خود را با کمک این ابزار پیش‌بینی کنید. به این ترتیب، شما می‌توانید تصمیم بگیرید که چه بودجه‌ای به کمپینتان اختصاص دهید.

بیشتر بخوانید: شیوه صحیح انتخاب کلمات کلیدی در گوگل ادز

2- کمپین تبلیغات دیسپلی یا نمایشی (Display Campaign)
کمپین دیسپلی یکی دیگر از انواع کمپین‌های گوگل ادز به حساب می‌آید. شما افرادی را در این کمپین هدف قرار می‌دهید که به محصول شما علاقه دارند؛ اما هنوز جست‌وجوی خود را شروع نکرده‌اند.

گوگل شبکه‌ای از وب‌سایت‌های پارتنر ایجاد کرده است که به Google Display Network ( شبکه نمایش گوگل) معروف است. در این شبکه گوگل به تبلیغ‌دهنده کمک می‌کند تا محتوا را به دست مخاطبی برساند که با پرسونای مشتری او همسو است. از طرفی، وب‌سایت‌های پارتنر گوگل هم به ازای نمایش تبلیغ مبلغی دریافت می‌کنند.

کمپین تبلیغات دیسپلی
شما می‌دانید که تبلیغ شما قرار است در چه وب‌سایتی نمایش داده شود. از این رو، به‌راحتی می‌توانید تبلیغی مرتبط با خوانندگان و بینندگان آن‌ها ارائه کنید تا روی آن کلیک کنند. علاوه بر این، شما می‌توانید مکان نمایش تبلیغتان را مشخص کنید. تبلیغ شما در چه صفحه‌ای و در کدام بخش از آن نمایش داده شود.

از تبلیغات دیسپلی برای ایجاد و افزایش آگاهی از برند استفاده کنید. این کمپین به شما کمک می‌کند تا مخاطبان بالقوه را هدف قرار دهید. از آن گذشته، در کمپین دیسپلی برخلاف کمپین جست‌وجو دست شما بازتر است. شما می‌توانید از سه مدل قیمت‌گذاری هزینه به‌ازای کلیک، هزینه به‌ازای هزار نمایش و هزینه به‌ازای اکشن (پرداخت هزینه پس از تحقق عملی مشخص) استفاده کنید.

3- کمپین شاپینگ یا فروش گوگل ادز (Shopping Campaign)
شاپینگ یکی دیگر از انواع کمپین‌های گوگل ادز است که ویژگی‌های محصول شما را در صفحه نتایج با مخاطب هدفتان به اشتراک می‌گذارد. در این کمپین اطلاعات مهمی مانند قیمت و تصاویر محصول در قالب یک اسلایدر در بالای صفحه نتایج نمایش داده می‌شود.

شما برای اجرای تبلیغات شاپینگ باید ابتدا اطلاعات محصول خود را در Google Merchant Center تعریف کنید. سپس گوگل در زمان جست‌وجوی محصول مشابه با محصول شما آن‌ها را به کاربر نشان می‌دهد.

کمپین‌ فروش گوگل ادز مبتنی بر محصول است؛ تبلیغات زمانی به کاربر ارائه می‌شوند که او درباره محصولی خاص جست‌وجو کند. از این رو، او اطلاعات زیادی درباره محصول مورد نیاز خود بدون بررسی فروشگاه‌ها کسب می‌کند. سپس تصمیم‌ می‌گیرد که از کدام فروشگاه دیدن کند.

با این تفاصیل می‌توان گفت که کمپین‌ شاپینگ، گزینه‌ای مناسب برای افزایش ترافیک و افزایش فروش فروشگاه‌های آنلاین است. شما می‌توانید با ارائه دقیق ویژگی‌های محصول و تصویری جذاب از آن، مشتری را به سمت خود بکشانید.

کمپین شاپینگ
لازم به ذکر است که شاپینگ گوگل ادز در ایران قابل اجرا نیست. امیدواریم که در آینده‌ای نزدیک فروشگاه‌های آنلاین ایرانی هم بتوانند از مزایای آن بهره ببرند. با این حال، ممکن است مخاطب هدف شما در خارج از ایران زندگی کند که در این صورت می‌توانید فروش محصولاتتان را با آن افزایش دهید.

بیشتر بخوانید: راهنمای ساخت اکانت گوگل ادز

اشکال مختلف کمپین شاپینگ
هدف و قصد کاربر از جست‌وجوی نام محصول در بیشتر موارد خرید است. از این رو اغلب کمپین‌های شاپینگ نرخ بازگشت سرمایه و نرخ تبدیل خوبی رقم می‌زنند. گوگل ادز سه نوع کمپین شاپینگ زیر را در اختیار صاحبان فروشگاه‌های آنلاین گذاشته است:

تبلیغات محصول (Product Shopping ad): تبلیغات بر اساس اطلاعاتی ایجاد می‌شوند که درباره محصول خود در حساب گوگل مرچند سنتر (Google Merchant Center account) ارائه می‌کنید.
تبلیغات ویترینی (Showcase Shopping ad): همانطور که از نام آن پیدا است، ویترینی از محصولات خود در اختیار کاربر می‌گذارید. از این رو، به او اجازه می‌دهید که محصولات شما را بدون مراجعه به فروشگاه‌تان مقایسه کند.
تبلیغات موجودی انبار محلی (Local Inventory Shopping ad): برای آن دسته از فروشگاه‌های آنلاینی مناسب است که محصولات خود را به صورت حضوری هم ارائه می‌کنند. با کمک این کمپین می‌توانند محصولات خود را به خریدارانی که در نزدیکی آن‌ها زندگی می‌کنند نشان دهند.
هنگام اجرای کمپین‌های شاپینگ از دو مدل قیمت‌گذاری زیر می‌توان برای محاسبه قیمت گوگل ادز استفاده کرد:

هزینه به‌ازای کلیک (CPC): توصیه می‌کنیم که از این مدل برای کمپین تبلیغات محصول استفاده شود. این بدان معنا است که هزینه تبلیغ را پس از اینکه کاربر به‌واسطه کلیک‌کردن روی تبلیغتان به فروشگاه شما مراجعه کرد، پرداخت می‌کنید.
هزینه به‌ازای تعامل (CPE): شما در این مدل قیمت‌گذاری مبلغی را پس از تحقق عملی مشخص مانند کلیک‌کردن روی دکمه «اضافه کردن محصول به سبد خرید» پرداخت می‌کنید. بهتر است از این مدل هنگام اجرای کمپین‌های تبلیغات ویترینی و تبلیغات موجودی انبار محلی استفاده شود.

4- کمپین ویدیویی (Video Campaign)
کمپین ویدیویی یکی از کمپین‌های جذاب و محبوب گوگل ادز است. یوتیوب یکی از زیرمجموعه‌های گوگل به حساب می‌آید که مانند یک موتور جست‌وجوی ویدیویی عمل می‌کند. شما می‌توانید مخاطب بالقوه را بر اساس آنچه که تماشا می‌کند، هدف بگیرید.

با تبلیغات ویدیویی دستیابی به مخاطب ایدئال با هدف‌گیری ویژگی‌های جمعیت‌شناختی مانند سن، جنسیت و میزان درآمد بسیار راحت‌ است. از این رو، طراحی پرسونای مشتری به شما کمک می‌کند تا نتایج بهتری کسب کنید.

کمپین ویدیویی گوگل ادز
۵ ثانیه ابتدایی تبلیغ شما بدون نیاز به اجازه کاربر پخش می‌شود. با این حال، او پس از ۵ ثانیه تصمیم می‌گیرد که تبلیغ شما را تا انتها مشاهده کند یا خیر. به همین دلیل، میزان نرخ بازگشت سرمایه کمپین‌های ویدیویی در گرو کیفیت تبلیغ شما است.

لازم به ذکر است که گاهی اوقات برخی از تبلیغ‌دهندگان تصمیم می‌گیرند که ویدیویی ۱۵ ثانیه‌ای به کاربر نشان دهند. آن‌ها در این حالت، ریسک ایجاد وقفه در فعالیت کاربر را می‌پذیرند؛ کاربر باید تا پایان تبلیغ صبر کند و راهی برای فرار از آن ندارد.

اشکال مختلف کمپین‌های ویدیویی
تبلیغات ویدیویی را می‌توان به یکی از سه شکل زیر اجرا کرد:

تبلیغات ویدیویی در سرچ (In-search): تبلیغات ویدیویی در صفحه نتایج جست‌وجوی یوتیوب نشان داده می‌شوند. یوتیوب هم مانند گوگل از برچسب «Ad» برای متمایز کردن تبلیغات از سایر نتایج استفاده می‌کند.
تبلیغات ویدیویی در زمان پخش ویدیو (In-stream): تبلیغ ویدیویی قبل، بعد و در وسط ویدیو نمایش داده می‌شود.
تبلیغات در صفحه پخش ویدیو (In-display): تبلیغ ویدیویی در کنار سایر ویدیوهای پیشنهادی به مخاطب ارائه می‌شود.

اشکال مختلف کمپین ویدیویی

اجرای هم‌زمان تبلیغات دیسپلی و تبلیغات ویدیویی به شما اجازه می‌دهد تا بیشترین مشتری بالقوه را جذب کنید. شما ابتدا باید بدانید که مخاطب هدفتان از چه کلمه‌ها و عبارت‌هایی و با چه هدفی استفاده می‌کند. سپس تبلیغی جذاب که با نیاز او همخوانی دارد ارائه کنید تا بهترین نتیجه را رقم بزنید.

دو مدل قیمت‌گذاری هزینه‌ به‌ازای مشاهده و هزینه‌ به‌ازای تعامل برای کمپین‌های ویدیویی در نظر گرفته شده است. شما در مدل اول مبلغی مشخص را زمانی پرداخت می‌کنید که فردی تبلیغتان را مشاهده کند. با این حال، هزینه تبلیغ در حالت دوم تنها پس از تحقق عملی مشخص مانند کلیک‌کردن روی دکمه فراخوان عمل کسر می‌شود.

5- کمپین افزایش نصب اپلیکیشن (App Campaign)
آیا اپلیکیشنی برای کسب‌وکار خود طراحی کرده‌اید؟ گوگل ادز به شما کمک می‌کند تا تعداد نصب آن را افزایش دهید. با کمپین افزایش نصب اپلیکیشن می‌توانید تبلیغ خود را در مهم‌ترین دارایی‌های گوگل از جمله یوتیوب، صفحه نتایج جست‌وجو، پلی استور و شبکه نمایش گوگل تبلیغ کنید.

افزایش تعداد نصب تنها مزیت این کمپین نیست؛ شما می‌توانید کاربر را با کمک آن به سمت انجام اقدامی مشخص مانند عضویت در اپلیکیشن هدایت کنید. از طرفی، تبلیغ شما در سایر اپلیکیشن‌های مشابه نمایش داده می‌شود. به این ترتیب، مخاطبی را جذب خواهید کرد که به شما علاقه دارد.

کمپین افزایش نصب اپلیکیشن
در این کمپین‌ها برخلاف سایر انواع کمپین‌های گوگل ادز دیگر نیاز نیست که زمان زیادی را صرف طراحی تبلیغتان کنید. کافی است که مقداری متن، قیمت پیشنهادی و موقعیت مکانی را به گوگل ادز بدهید تا گوگل بر اساس آن تبلیغتان را طراحی کند. شما حتی می‌توانید به گوگل ادز اجازه دهید که تصویر یا ویدیویی مرتبط با تبلیغتان انتخاب کند و آن را به کاربر نشان دهد.

هزینه‌های افزایش نصب اپلیکیشن بر اساس دو مدل هزینه‌ به‌ازای نصب یا هزینه به‌ازای اکشن محاسبه می‌شود. شما هزینه تبلیغ را در مدل دوم پس از تحقق عملی مشخص مانند وارد کردن مشخصات فردی پرداخت می‌کنید. با این حال، هزینه تبلیغ در مدل اول به‌محض اینکه کاربر اپلیکیشن را نصب کند از شما گرفته می‌شود.

مقاله پیشنهادی : شمارنده نصب اپلیکیشن چیست و چه مزایایی دارد؟
6- کمپین هوشمند (Smart)
همانطور که می‌دانید در تبلیغات گوگل ادز باید پارامترهای مختلفی مانند کلمه کلیدی هدف، مبلغ پیشنهادی و امتیاز کیفیت را کنترل کنید. بی‌شک، شما باید تیمی مجزا برای اجرای انواع کمپین‌های گوگل ادز در نظر بگیرید تا بتوانید به اهدافتان دست پیدا کنید.

با این حال، یکی از آن‌ها به نام کمپین هوشمند از این قاعده مستثنی است. هدف گوگل از طراحی آن چیزی به غیر از کمک به کسب‌وکارهای کوچک و تازه‌کار که دانش فنی کافی ندارند، نبوده است.

آن دسته از تبلیغ‌دهندگانی که وقت کافی برای مدیریت کمپین‌های تبلیغاتی خود ندارند هم می‌توانند از آن بهره ببرند. از طرفی، ممکن است که کسب‌وکاری بودجه کافی برای اجرای سایر کمپین‌ها یا کار با آژانس‌های تبلیغاتی نداشته باشد.

کمپین هوشمند (smart)

تبلیغات با کمپین هوشمند بسیار آسان و راحت است. کافی است که حساب خود را در گوگل ادز ایجاد کنید، اهداف خود را مشخص کنید، موضوع کسب‌وکارتان را انتخاب کنید و در انتها بودجه خود را تعریف کنید.

سایر کارها پس از تعیین بودجه به عهده گوگل ادز است. شما می‌توانید ببینید گوگل چه کلمه‌های کلیدی برای شما انتخاب کرده است؛ اما نمی‌توانید آن‌ها را تنظیم کنید. شما تنها اجازه دارید که هدف و زمان‌بندی اجرای آن را تغییر دهید.

طراحی و اجرای کمپین‌های هوشمند بیشتر از پانزده دقیقه وقت نمی‌گیرد. شما می‌توانید تبلیغات خود را با استفاده از آن‌ها در صفحه نتایج جست‌وجو، تلفن‌های همراه، نقشه‌های گوگل و حتی وب‌سایت‌های پارتنر گوگل نمایش دهید.

هزینه‌ تبلیغات هوشمند بر اساس مدل قیمت‌گذاری هزینه به‌ازای کلیک محاسبه می‌شود. شما در اینجا هم مانند سایر انواع کمپین‌های گوگل ادز مبلغی مشخص را تنها بابت کلیک‌های کاربران می‌پردازید. با تخصیص صحیح بودجه می‌توانید هزینه‌هایتان را کنترل کنید؛ زیرا هزینه تبلیغات شما در ماه بیش از بودجه‌ای که مشخص کردید نخواهد شد.

مقاله پیشنهادی : پارتنر گوگل چیست
7- کمپین محلی (Local)
در کمپین‌های محلی از تبلیغات جست‌وجو و تبلیغات دیسپلی برای هدف‌ قرار دادن مخاطبان یک منطقه خاص استفاده می‌شود. اغلب تبلیغ‌دهندگان از آن‌ها برای دستیابی به مخاطبان هدفی استفاده می‌کنند که در همسایگی آن‌ها حضور دارند.

کمپین‌ محلی یکی از بهترین انواع کمپین‌های گوگل ادز برای کسب‌‌وکارهای خدماتی مانند رستوران‌ها، خیاطی‌ها، مکانیکی‌ها و سالن‌‌های زیبایی است. شما همچنین می‌توانید تعداد بازدیدکنندگان حضوری فروشگاه خود را هم با کمک آن‌ها افزایش دهید.

استفاده از کسب‌وکارهای اطراف محل زندگی و محل کار به مصرف‌کننده اجازه می‌دهد تا در زمان خود صرفه‌جویی کند. به این ترتیب، شما با استفاده از تبلیغات محلی مخاطبی را جذب می‌کنید که نه تنها به شما نیاز دارد بلکه در نزدیکی شما زندگی‌ می‌کند.

کمپین محلی (local)
قصد و نیت کاربر از جست‌وجوی عبارت‌های کلیدی مبتنی بر موقعیت مکانی خاص در اغلب موارد بسیار جدی است. به عبارت دیگر، او تصمیم گرفته است که عملی مشخص را انجام دهد و به خدمات یک کسب‌وکار در نزدیکی خود نیاز دارد.

به عنوان مثال، شخصی «پیتزافروشی در نوفل لوشاتو» یا «لوله‌کشی در سعادت‌آباد» را جست‌وجو می‌کند که به پیتزا یا لوله‌کش نیاز فوری دارد. نه تنها احتمال جذب و به دنبال آن تبدیل مخاطب در کمپین‌های محلی بسیار بالا است بلکه خیلی سریع هم رخ می‌دهد.

شما می‌توانید از مدل قیمت‌گذاری هزینه‌ به‌ازای کلیک برای محاسبه قیمت گوگل ادز هنگام اجرای این کمپین‌ها استفاده کنید. با این حال، این نوع کمپین نسبت به سایر کمپین‌ها ارزان‌تر تمام خواهد شد؛ زیرا رقابت برای کلمه‌های کلیدی مبتنی بر موقعیت مکانی کمتر است.

8- کمپین Discovery
کمپین Discovery به‌تازگی به تیم گوگل ادز پیوسته است. با این حال؛ این کمپین تفاوت بزرگی با سایر انواع کمپین‌های گوگل ادز دارد. تبلیغ در آن بر اساس رفتار کاربر به او نمایش داده می‌شود. به عبارت دیگر؛ شما دیگر منتظر نمی‌مانید که مخاطب هدفتان عبارت یا کلمه‌ای را در گوگل جست‌وجو کند.

کمپین‌های تبلیغاتی Discovery در ابتدا برای نمایش در اپلیکیشن گوگل طراحی شدند؛ اما پس از مدتی زمین بازی آن‌ها گسترش پیدا کرد و سر از یوتیوب و جی‌میل هم درآوردند. تبلیغ‌دهندگان با گسترش کانال‌های نمایش می‌توانند تجربه‌ای فراموش‌نشدنی در هر مرحله از سفر مشتری برای او رقم بزنند.

معرفی کمپین discovery
اغلب تبلیغ‌دهندگان از دیسکاوری بیش از هر چیزی برای افزایش نرخ تبدیل استفاده می‌کنند. شما می‌توانید از استراتژی‌های قیمت‌گذاری مختلفی مانند به حداکثر رساندن تعداد تبدیل‌ها (Maximize Conversions) استفاده کنید. هزینه تبلیغات در این استراتژی به‌گونه‌ای محاسبه می‌شود که بتوانید با بودجهٔ روزانهٔ خود بیشترین تعداد مخاطب را تبدیل کنید.

هر هدفی با استفاده از انواع کمپین‌های گوگل ادز دست‌یافتنی است
گوگل ادز یکی از ابزارهایی است که می‌توان کمپین‌های مختلفی با هدف‌های متفاوت را با آن اجرا و مدیریت کرد. گنجاندن یکی از انواع کمپین‌های گوگل ادز در استراتژی تبلیغاتی به دلیل گستردگی و قدرت این ابزار الزامی است.

تبلیغات گوگل ادز در بدترین حالت هم باز نتایج خوبی برای کسب‌وکارها رقم می‌زنند؛ اما چه دلیلی دارد که از منابع خود به بهترین شکل بهره نبرید؟ کافی است که اهداف تبلیغاتی خود را شناسایی کنید تا بتوانید قدم‌های بعدی را محکم‌تر بردارید.

شما با انواع کمپین‌های گوگل ادز و کاربرد آن‌ها در این مقاله آشنا شدید. با این حال، اجرا و مدیریت تبلیغات گوگل ادز در ایران دردسرهای خاص خودش را دارد؛ نگران نباشید! کارشناسان ما در فرست ادز به شما کمک می‌کنند تا بهترین گزینه را بر اساس هدفتان انتخاب و اجرا کنید.
منبع:یکتانت

بازدید : 64
چهارشنبه 27 بهمن 1400 زمان : 13:18

تولید محتوا چیست و چه انواعی دارد؟ بگذارید با تعریف تولید محتوا شروع کنیم. تولید محتوا، یعنی کنار هم آوردن اطلاعات مفید و باکیفیت برای درگیر کردن مخاطب یا انتقال دانش به شکلی که نیاز او را رفع کند. اگرچه تولید محتوا را عمدتاً با نوشتن محتوای متنی می‌شناسند، اما تولید محتوا انواع گوناگونی دارد، از جمله:


صدا و پادکست
ویدیو و کلیپ
تصویر (اینفوگرافیک، پوستر و بنر)
با در نظر گرفتن ابزارهایی مثل موبایل، دوربین دیجیتال، لپ‌تاپ، اینترنت، سایت‌های تحلیل داده و…، تولید محتوا به دشواری گذشته نیست. اما بدون در نظر گرفتن اصول سئو، محتوا بی‌ارزش خواهد بود. اگرچه در کنار سئو در تولید محتوا، مفاهیم بازاریابی محتوا، استراتژی محتوا و آموزش آنلاین دیجیتال مارکتینگ هم به وجود آمده اند اما تولید محتوای سئو شده، بیشترین اهمیت را در فضای دیجیتال دارد. اینکه ارتباط سئو و تولید محتوا چیست، موضوع دیگری است که به آن می‌پردازیم.



محتوای سئو شده چیست؟

محتوای سئو شده، محتوایی است که بر اساس تحقیق کلمات کلیدی درست و جامع نوشته شده باشد. در تولید محتوای متنی باید به نکات سئو محتوا توجه زیادی داشت. استفاده از لینک‌های داخلی و خارجی، عکس، تیتر و عنوان مناسب، تاثیر خودش را روی گرفتن ترافیک و افزایش بازدید سایت می‌گذارد. سئو و بازاریابی محتوا، به همدیگر وابسته هستند و بدون محتوای سئو شده نمی‌توانید انتظار رشد سایت را داشته باشید. در تولید محتوا سئو شده، از کلمات کلیدی پُرجستجو و پُررقابت استفاده می‌شود. این عبارات به عنوان کلمات کلیدی اصلی در نظر گرفته می‌شوند. در کنار آن باید از کلمات کلیدی فرعی هم استفاده کرد. کلمات چند سیلابی خیلی راحت‌تر از عبارات تک کلمه‌ای رتبه می‌گیرند.

مزایای محتوا سئو شده

تولید محتوا بر اساس اصول سئو، مزایای زیادی را برای صفحه سایت دارد. اثری که تولید محتوای سئو شده در سایت می‌گذارد، ماندگار و پایدار است.

افزایش ترافیک ارگانیک وب‌سایت: تحقیق کلمات کلیدی، باعث می‌شود که متنی غنی از کلمات ترند بنویسید. این کار می‌تواند ترافیک ورودی وب سایت شما را بیشتر کند
اعتماد بیشتر کاربران: کاربران عمدتاً به 3 تا 5 اولین صفحه نتایج گوگل سر می‌زند. قرار گرفتن صفحه شما در رتبه‌های اول گوگل، اعتماد کاربران را به مطلب شما افزایش می‌دهد
بالا بردن تعامل کاربر: تولید محتوای سئو شده می‌تواند به بالا رفتن تعامل کاربر کمک کند. کاربران برای خواندن مطالب جذاب و محتوای سئو شده وقت بیشتری می‌گذارند
کمک به حفظ رتبه سایت در گوگل: رتبه گرفتن صفحات داخلی برای کلمات کلیدی فرعی، تاثیر زیادی روی گرفتن رتبه برای صفحه اصلی می‌گذارد. برای این کار باید از تولید محتوای سئو شده صفحات داخلی سایت شروع کنید


ویژگی‌های محتوای سئو شده

محتوا سئو شده، ویژگی‌ها و استانداردهای خاص خود را دارد. نه هر متنی سئو شده است و نه هر کاری به سئو محتوا کمک می‌کند. برای انجام درست سئو محتوا، باید ویژگی‌های زیر را در نظر داشته باشید:

تولید محتوا با تراکم کلمه کلیدی مناسب، اهمیت ویژه‌ای دارد. کلمه کلیدی باید بین 1.5 تا 2% متن شما را شامل شود
باید از تیترها و عناوین جذاب استفاده کنید
از کلمات کلیدی لانگ تیل (Long Tail) و LSI استفاده کنید
در تولید محتوای متنی، تعداد کلمه را در نظر داشته باشید. با بررسی رقبا حدود تعداد کلمه متن مشخص می‌شود
از لینک‌های داخلی و خارجی با انکر تکست مناسب استفاده کنید
پاراگراف‌ها را خیلی کوتاه یا خیلی بلند در نظر نگیرید. در بین هر پاراگراف هم از عکس، نمودار، ویدیو و نقل قول استفاده کنید
سعی کنید جملات شما بیشتر از ۲۰ کلمه نباشد. خواندن جملات طولانی، ذهن مخاطب را خسته می‌کند
از عکس‌های جذاب و سایز شده با متن جایگزین استفاده کنید
جمع بندی

اهمیت سئو در سایت بر کسی پوشیده نیست. اهمیت سئو سایت، به قدری است که می‌تواند هزینه‌های تولید محتوا سئو شده و اصولی را توجیه کند. برای رقابت با سایت‌های دیگر به تولید محتوا نیاز دارید. اما هر محتوایی نمی‌تواند باعث رشد ترافیک و افزایش بازدید سایت شما شود. محتوای سئو شده، اعتبار صفحه شما را افزایش می‌دهد و باعث اعتماد کاربران به مطالب شما می‌شود. تولید کننده محتوا باید با اصول سئو و نحوه نوشتن محتوای سئو شده آشنایی داشته باشد. هرچه بتوانید مطالب سئویی مفیدتر، جذاب‌تر و غنی از کلمات کلیدی بیشتری تولید کنید، در گرفتن رتبه اول گوگل موفق‌تر خواهید بود.
منبع:افکار نیوز

بازدید : 47
يکشنبه 24 بهمن 1400 زمان : 10:02

برای شناخت اینستاگرام مارکتینگ و استفاده از آن، ابتدا باید خود اینستاگرام را بشناسیم. پس نگاهی داشته باشیم به شروع به کار این شبکه اجتماعی و آمار و ارقام آن. از زمان رونمایی اینستاگرام یعنی سال 2010، جهان با طوفانی از تغییرات در شبکه‌های اجتماعی رو به رو شد. اکثر افرادی که اهل شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک و توئیتر بودند در آن عضو شدند و حتی افرادی که اولین برخورد خود با اینترنت را داشتند، اولین شبکه اجتماعی که در آن عضو شدند، اینستاگرام بود.

دلایل استقبال فوق‌العاده از این شبکه اجتماعی کاملا مشخص نیست اما مهمترین آن، این بود که دیگر نیازی به خواندن متن بلند نبود و مدت کوتاهی برای دیدن صدها محتوا کافی بود.

اما حالا استفاده‌های بسیار مختلفی (جدا از دیدن تصاویر) از اینستاگرام می‌شود که یکی از مهمترین آن‌ها بازاریابی اینستاگرام است. اما آیا واقعا بازاریابی و تبلیغ در اینستاگرام ارزش هزینه کردن دارد؟ یا بهتر است هزینه را به بیلبوردهای سطح شهر اختصاص دهیم؟ برای فهمیدن این موضوع بیایید نگاهی به آمار و ارقام در ایران و جهان بی‌اندازیم:

آماری که تا سال 2018 وجود دارد نشان می‌دهد 24 میلیون کاربر ایرانی در اینستاگرام وجود دارند یعنی 30% جمعیت کل کشور که تا اواخر 2020 به 54% نیز رسید.
ایران هفتمین کشوری‌ست که بیشترین آمار کاربر فعال در اینستاگرام را دارد.
به طور متوسط کاربران روزانه 30 دقیقه در اینستاگرام هستند.
80 درصد کاربران، کالا و خدمات را در اینستاگرام سرچ می‌کنند.
اینستاگرام چهارمین برنامه نصب‌شده توسط کاربران در دنیاست و رتبه نهم سرچ گوگل را دارد.
200 میلیون کاربر اینستاگرامی حداقل 1 پروفایل تجاری (یا فروشگاه آنلاین) را دنبال می‌کنند.
هرچند تمام این آمار مربوط به ایران نیست، اما در تمام دنیا کاربران اینستاگرامی در حال دست و پنجه نرم کردن با همین موضوعات هستند و با توجه به این اعداد و ارقام به نظر می‌رسد بازاریابی در اینستاگرام ایده خوبی باشد و هدف بازاریابی یعنی ارتباط با مشتری بالقوه، معرفی محصولات و نهایتا افزایش فروش و کسب سود را محقق می‌کند.

موضوعاتی که در این مقاله به آن‌ها می‌پردازیم:

اینستاگرام مارکتینگ چیست؟
آموزش اینستاگرام مارکتینگ به زبان ساده
نکات مهم در اجرای استراتژی بازاریابی اینستاگرام
اصول بازاریابی در اینستاگرام
روش های بازاریابی در اینستاگرام
مزایای اینستاگرام مارکتینگ برای کسب و کارها
ابزارهای لازم برای اینستاگرام مارکتینگ
یکتانت، مشاور اینستاگرام مارکتینگ شما
اینستاگرام مارکتینگ چیست؟
دیجیتال مارکتینگ اینستاگرام، روشی جدید برای صاحبان کسب‌ و کار است تا با مخاطبان هدف خود ارتباط برقرار کرده و محصولات خود را در قالبی جدید معرفی کنند. البته این مفهوم تنها به معرفی محصولات محدود نمی‌شود و برای این نوع بازاریابی باید ارتباط منطقی با مخاطب و مشتری برقرار کنید. مثل اطلاع‌رسانی به مشتری، نشان دادن باطن کسب و کار، احترام به نظرات و تجربیات مشتری و مواردی که در ادامه توضیح خواهیم داد.

بازاریابی در اینستاگرام را به دو روش می‌توان انجام داد:

۱. تبلیغ کسب و کار از طریق اینفلوئنسرها و سلبریتی‌های اینستاگرام

۲. تولید محتوای اصیل در صفحه خود و تلاش برای افزایش دنبال‌کننده‌ها با استفاده از ارتقاء صفحه

بهترین نوع بازاریابی اینستاگرامی، استفاده از هر دو روش مذکور با استفاده از یک استراتژی منظم است. یعنی ابتدا صفحه خود را به حدی از پیشرفت برسانید، ظاهر آن‌ را مرتب کنید، محتوای مفید و موثر تولید کنید و سپس برای معرفی خود از صفحات محبوب اینستاگرام استفاده کنید.

آموزش اینستاگرام مارکتینگ به زبان ساده
ایجاد صفحه تجاری (business account) اولین قدم شماست، که امکان دسترسی به اطلاعات مفیدی در مورد صفحه و رفتار کاربران با محتوا را می‌دهد.
تولید محتوا اصیل باعث می‌شود ارتباط بهتری با مخاطب خود برقرار کنید. مخاطبان همیشه قدر محتوایی که برای آن زحمت کشیده شده باشد را می‌دانند. بهتر است برای پست‌ها و استوری‌ها قالب معینی در نظر بگیرید که منحصر به کسب‌وکار شما باشد.
چیدن یک استراتژی درست مهمترین اقدام برای بازاریابی‌ست این استراتژی شامل نقشه‌ای از صفحه شما برای تولید محتوا و تبلیغ در دیگر صفحات اینستاگرام است، برای راحتی بیشتر یک جدول تقویمی که سه ستون(مشابه صفحه اینستاگرام) دارد درست کنید و تعیین کنید که در هر مربع (پست) چه محتوایی جای می‌گیرد، محتوا چه شکلی دارد، در چه روزی تبلیغ خواهید کرد و چه کپشنی برای محتوا خواهید نوشت.
اگر قصد تبلیغ صفحه خود را دارید، فراموش نکنید که این تبلیغ با بیلبوردهای سطح شهر متفاوت است پس برای این کار در مورد مخاطب، هدف و فردی که برای تبلیغ به آن مراجعه می‌کنید فکر کنید.
آپدیت‌ها و امکانات جدید اینستاگرام را بدانید و از آن‌ها استفاده کنید، این موضوع نشان می‌دهد که شما برای رضایت مخاطب تلاش می‌کنید و سعی در ایجاد محتوای جدید و ناب دارید.
بیشتر بخوانید: چنانچه قصد ورود به بازار کار و یادگیری بازاریابی دیجیتال را دارید، مطالعه این مقاله را به شما پیشنهاد می‌کنیم!

نکات مهم در اجرای استراتژی بازاریابی اینستاگرام
بسیاری از کسب و کارها بدون هیچ استراتژی‌ای فعالیت خود را در اینستاگرام شروع می‌کنند فقط به این دلیل که بقیه هم در این شبکه حضور دارند؛ اما شما این اشتباه را نکنید. فقط با یک استراتژی از پیش تعیین شده است که می‌توانید در بستر اینستاگرام به اهداف بازاریابی خود برسید. پس برای اینکه سبک کنحصر بفردی از خود بجای گذارید این استراتژی‌ها را در نظر بگیرید:

۱. اهداف خود را برای حضور در اینستاگرام تعیین کنید.

قبل از شروع پست گذاشتن در اینستاگرام، از خود (یا تیمتان) بپرسید: چرا در اینستاگرام هستید؟ برای موفقیت درازمدت در اینستاگرام، باید اهداف مشخصی داشته باشید تا بتوانید زمان، انرژی و سرمایه‌گذاری پولی خود را توجیه کنید. ممکن است اهداف شما فروش محصولات، اشتراک‌گذاری نمونه کارها، آگاهی از برند و… باشد. دلیلش هرچه باشد، آن را مشخص کنید. وقتی دلیل حضور خود را تعیین کردید، می توانید بدانید که چگونه عملکرد خود را اندازه گیری کنید و از ابزارهای Instagram Analytics استفاده کنید.

۲. مخاطبان هدف خود را مشخص کنید.

وقتی مخاطبان کسب‌وکارتان را بشناسید، انگیزه‌ها و نقاط درد آن‌ها را درک می‌کنید و محتوایی تولید می‌کنید که مخاطب ارتباط بیشتری با آن برقرار می‌کند و ترغیب به خرید یا دنبال کردن شما می‌شود. سن، مکان، جنسیت، سطح درآمد، علایق و نیاز مخاطب را در نظر بگیرید. اگر نمی‌دانید در ابتدا به چه شکل مخاطبان خود را بشناسید، رویدادهای محبوب و هشتگ های مورد علاقه‌ی مرتبط با کسب و کار خود را رصد کنید. ببینید چه کسانی از این هشتگ ها استفاده می کنند و با آنها درگیر هستند. پروفایل آن‌ها را بررسی کنید. همچنین می‌توانید به دنبال‌کننده‌های رقیب خود نگاهی بیندازید.

۳. تجزیه و تحلیل رقابتی انجام دهید.
بعد از اینکه مخاطبان اینستاگرام خود را مشخص کردید، یک تحلیل رقابتی انجام دهید تا ببینید سایر بازاریابان در زمینه‌ی حرفه‌ی شما چه پست‌هایی می‌گذارند. اگر از قبل رقبای برتر خود را می‌شناسید، با بررسی پروفایل اینستاگرام آن‌ها شروع کنید. اگر نه، عبارات مرتبط با تجارت و صنعت خود را جستجو کنید تا اکانت‌های مشابه را بیابید. یک ممیزی سریع از حساب‌های مرتبط انجام دهید تا ببینید چه پست‌هایی بیشترین تعامل را دارند، از چه هشتگ‌های پرطرفداری استفاده می‌کنند، کپشن‌هایشان چیست، هر چند وقت یک‌بار پست می‌‌گذارند و روند رشدشان به چه صورت بوده و هست. .این اطلاعات می‌تواند به عنوان معیاری باشد برای شما که رشد بهتری را تجربه کنید. افزودن محتوای منحصر به فرد به این ترکیب به کسب و کار شما کمک می کند تا از بقیه متمایز شود.

۴. یک برند ثابت در اینستاگرام بسازید.
محتوای تصادفی یا از هم گسیخته مخاطبان شما را گیج می‌کند و باعث از دست دادن فالوورهای شما می‌شود. برای جلوگیری از این امر، زیبایی برند را در حساب اینستاگرام خود حفظ کنید. با فکر کردن در مورد شخصیت برند خود، مشخص کنید که چگونه به نظر برسد. ارزش های برند شما چیست؟ مشتریان و کارمندان شما چگونه برند شما را تعریف می‌کنند؟ آیا شما جسور، بازیگوش، سرسخت یا ماجراجو هستید؟ به این نمونه‌ها دقت کنید:

شخصیت برند Apartment Therapy روشن، تمیز و منظم است و حساب آن هر سه ویژگی را منعکس می کند. در حالت ایده‌آل، زیبایی‌شناسی برند به شناسایی برند شما کمک می‌کند؛ به این معنی که شخصی می‌تواند تصویر شما را در فید خود ببیند و فوراً بدون دیدن نام بداند که متعلق به شماست.

۵. تعداد فالوورهای اینستاگرام خود را افزایش دهید.
افزایش فالوورهای شما به زمان و انرژی جدی نیاز دارد. ممکن است وسوسه شوید که راه آسان را انتخاب کنید و فالوور بخرید؛ اما هیچ‌وقت این کار را نکنید! خرید فالوور در واقع باعث ایجاد تعامل و دیده شدن پست‌های شما نمی‌شود. (تغییرات اخیر API اینستاگرام به طور خودکار آن فالوورها را حذف می‌کند!). در ادامه نکاتی را آورده‌ایم که می‌توانید فالوور واقعی بگیرید:

مطمئن شوید که نام کاربری شما قابل تشخیص و جستجو باشد. اگر افراد نتوانند شما را پیدا کنند، نمی‌توانند شما را دنبال کنند! بیوگرافی خود را کامل کنید. این آخرین چیزی است که یک نفر قبل از اینکه تصمیم بگیرد شما را دنبال کند می‌بیند؛ بنابراین مطمئن شوید که چه کسی هستید و چه کاری انجام می‌دهید.
هنگامی که پروفایل شما بهینه شد، شروع به ارسال پست کنید. این ایده خوبی است که قبل از اینکه واقعاً با مردم درگیر شوید، پیج خود را با ده تا 15 پست با کیفیت پر کنید. اگر کاربران از پروفایل شما بازدید کنند و آن را خالی ببینند، احتمالاً شما را دنبال نخواهند کرد.
حالا شروع به دنبال کردن پیج‌هایی کنید که به شما علاقه‌مند هستند و به تجارت شما مربوط می‌شوند. اینستاگرام را مانند یک جامعه در نظر بگیرید و به دنبال کسب‌وکارهای دیگر در حرفه‌ی خود یا تأثیرگذارانی باشید که ممکن است از محصول یا خدمات شما لذت ببرند. همان‌طور که اکانت‌ها را دنبال می‌کنید، اینستاگرام موارد مرتبطی را پیشنهاد می‌کند که می‌توانید آن‌ها را نیز دنبال کنید.
پس از اینکه یک اکانت کاربری را دنبال کردید، با محتوای آن ارتباط برقرار کنید. این طبیعی‌ترین راه برای جلب توجه به حساب اینستاگرام خود بدون اسپم است. وقتی حسابی را دنبال می‌کنید یا با آن تعامل دارید، مالک حساب اعلانی دریافت می‌کند. این می تواند باعث شود آن‌ها حساب شما را بررسی کنند و شروع به دنبال کردن شما کنند. همیشه از فالوورهای خود با پاسخ دادن به نظرات آن‌ها و درگیر شدن با محتوای آن‌ها قدردانی کنید.
دیگران را تشویق کنید تا محتوای شما را به اشتراک بگذارند. از سفیران برند دعوت کنید تا حساب شما را به اشتراک بگذارند تا توسط مخاطبان آن‌ها نیز دیده شوید.
فکر نکنید چیدن استراتژی کاری فوق تخصصی و عجیب است، یک کاغذ بردارید و تمام موارد بالا را در آن یادداشت کنید، خواهید دید که داشتن یک برنامه، تا چه حد عملکرد اینستاگرامی شما را بهبود می‌بخشد.

منبع: یکتانت

ب

بازدید : 51
چهارشنبه 27 بهمن 1400 زمان : 13:35

راهکارهایی برای کشف ایده‌ بازاریابی محتوا
برای تولید محتوایی تأثیرگذار، همواره باید به دو عامل کیفیت و پیوستگی نظر داشت. در واقع، میان نحوه‌ی وبلاگ‌نویسی و میزان ترافیک دریافتی وبسایت شما یک همبستگی مستقیم وجود دارد.

پاملا ووهان (Pamela Vaughan)، مدیر وبلاگ بازاریابی ربایشی در Hubspot می‌گوید:

«وقتی نوبت به وبلاگ‌نویسیِ کسب‌وکاری می‌شود، تردیدی نیست که پیوستگی مهم است. ببینید که شرکت‌هایی که وبلاگ‌نویسی را از 3 تا 5 بار در ماه به 6 تا 8 بار در ماه افزایش داده‌اند، چطور توانسته‌اند سرنخ‌های فروش خود را تقریبا دوبرابر‌ کنند. پیوستگی علاوه بر کمیت، باید در کیفیت محتوا نیز لحاظ شود. اگر به این واقعیت توجه کنید که گوگل چقدر بر کیفیت محتوا تأکید دارد، دیگر از این سخن شگفت‌زده نخواهید شد. از آنجا که بازاریابان در تمام محتوای تولیدی خود باید بر کیفیت تأکید کنند، افزایش حجم محتوا به تنهایی چندان راهگشا نخواهد بود. کیفیت و کمیت باید هماهنگ با یکدیگر پیش روند و از ساختاری هماهنگ و منسجم برخوردار باشند. بدیهی است که از سال 2013 به این سو، این نکته اهمیتی روزافزون پیدا کرده است.»

با این همه تأکیدی که بر هماهنگی و انسجام کیفیت و کمیت محتوا می‌شود، امروز بسیاری از بازاریابان و صاحبانِ کسب‌وکار با چالش بزرگِ تولید مداوم ایده‌های تازه روبه‌رو هستند. همه‌‌ی این ایده‌ها قرار است از کجا تأمین شوند؟ خوشبختانه چندین راه وجود دارد که می‌توانید ایده‌هایی را شناسایی کنید.

۱. تحقیق کلمه‌ی کلیدی مناسب
تحقیق کلمه‌ی کلیدی برای شناسایی ایده‌های محتوایی عالی است؛ اما انتخاب کلمات کلیدی با رتبه‌ی بالا، شما را به جایی نخواهد رساند حتی اگر آنها را به‌خوبی در متن محتوا بگنجانید. باید بدانید که بر سر این‌گونه کلمات کلیدی، رقابتی تنگاتنگ وجود دارد که وقت شما را هدر می‌دهد، مگر اینکه شرکتی مانند اپل یا نایکی باشید. در عوض، آنچه باید هدف بگیرید، انتخاب عبارات کلیدی طولانی است. این‌گونه عبارات کلیدی، از سه یا چهار کلمه تشکیل شده و کاملا به کسب‌و‌کار تخصصی شما مرتبط هستند.

ابزار کلمات کلیدی گوگل به شما کمک می‌کنند تا با جست‌و‌جوی یک کلمه‌ی کلیدی، علایق جالبی را کشف کنید. برای نمونه، می‌توانید با بهره‌گیری از ابزار کلمه‌ی کلیدی، واژگانی را بیابید که عموما برای یافتن محتوای سایت شما جست‌و‌جو می‌شوند.

اگر وبلاگی در مورد کنسول بازی‌های ویدیویی دارید، کلمات کلیدی مانند PS4 یا XBOX ONE را آنجا پیدا می‌کنید. اما شاید تعجب کنید وقتی ببینید کلمات کلیدی دیگری نیز مانند «اپلیکیشن‌های آی‌فون برای دویدن» هم ممکن است مکررا برای یافتن محتوای شما به‌ کار روند. این بدین معناست که باید محتوایی تولید کنید که مناسب این کلمات کلیدیِ تازه‌کشف‌شده باشند! اما در هر حال، شما باید این کلمات را با برند خود هماهنگ نگه دارید. پس، چشم‌اندازی برای خود برگزینید و همراه با آن حرکت کنید.

۲. فروش و حمایت از مشتری
اعضای تیم فروش که به طور مرتب با مشتریانِ بالقوه و مشتریان کنونی شما در ارتباط هستند، منبعی عالی برای ایده‌های وبلاگ به شمار می‌روند. هفته‌ای یک‌بار، تیم خود را جمع کنید و از آن‌ها بپرسید:‌

مطلب یا پرسش جدیدی در کامنت‌ها وجود دارد یا نه؟
سرنخ‌های فروش و مشتریان با چه چالش‌هایی روبه‌رو هستند؟
آیا کسی می‌خواهد یا می‌تواند نقد یا مطالعه‌ی‌ موردی مثبتی ارائه کند؟
از سوی دیگر، با ایجاد یک صفحه‌ گسترده‌ی دیجیتالی می‌توانید از اعضای تیم‌تان بخواهید که پرسش‌ها یا ایده‌های محتوایی خود را در آن مطرح کنند. این کار ممکن است در ابتدا دشوار باشد، اما وقتی به فرهنگ‌سازی محتوایی در شرکت خود ادامه دهید، درمی‌یابید که کارمندان فروش و پشتیبانی شما می‌توانند مطالب خوبی برای وبلاگ شما تدارک ببینند.

۳. بررسی داده‌های تاریخی
کسانی که از گوگل آنالیتیکس کمک می‌گیرند، قادر خواهند بود تا داده‌های تاریخی محتوای خود را به‌سرعت و سهولت به دست آورند و به‌دقت بررسی کنند که چه موضوعات محتوایی، از همه موفق‌تر بوده‌اند. برای نمونه، چنین داده‌هایی می‌توانند کمک‌کننده باشند:

زمان ماندن در صفحه
کامنت‌ها
شمار بازدیدها از صفحات
نرخ پرش یا Bounce rate
این مقیاس‌ها تصویری روشن از نحوه‌ی عملکرد یک پست وبلاگی خاص یا یک موضوع کلی ارائه می‌کنند.

4. پاسخ به پرسش‌های مشتریانِ آتی
از شبکه‌های اجتماعی برای شناخت بهتر مشتریانِ بالقوه‌ی خود بهره بگیرید. از آنها سؤال بپرسید! همچنین از پاسخگویی به کامنت‌های کاربران برای طرح دیدگاه‌ها، پرسش‌ها و چالش‌ها بهره بگیرید.

5. تجربه‌های موفق مشتریان
برای پیشبرد فروش، هیچ ابزاری بهتر از بیان نظرات و نمایش رضایت مشتریان از محصول یا خدمات شما نیست. این راهبرد را دستِ‌کم نگیرید و به خوبی به‌ کار ببندید.

6. اخبار صنعت
خوانندگان خود را با ارائه‌ی اخبار لحظه‌ به لحظه‌‌ی صنعت و کسب‌و‌کار خود به‌روز نگه دارید.

7. گوگل آلرت
از سامانه‌ی رایگان شرکت گوگل (Google Alerts) برای پایش اصطلاحات صنعت و رصد کردن موضوعاتی که درباره‌شان بحث می‌شود، بهره بگیرید.

8. فعالیت در شبکه های اجتماعی
حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی همچون اینستاگرام و تلگرام برای کشف‌های ایده‌های محتوایی جدید گزینه مناسبی است. لینکدین پلتفرمی برای حرفه‌ای‌ها فراهم می‌کند و از این رو، شما را با ایده‌های بیشتری آشنا می‌سازد. همچنین در توئیتر می‌توانید عبارت‌های معینی را هشتگ کنید و ببینید دیگران چه می‌گویند و از آن برای تولید محتوا الهام بگیرید.

همچنین می‌توانید در شبکه‌های اجتماعی گوناگون خود، از مردم پرسش‌هایی بپرسید. بازخوردهایی که از مخاطبانِ هدف خود دریافت می‌کنید، منبعی بی‌نهایت ارزشمند به شمار می‌رود.

9. توجه به پاسخ‌ها و واکنش‌ها در وبلاگ‌های دیگر
خود را عادت دهید تا وبلاگ‌های دیگرانی را که در صنعت شما حضور دارند، به طور مداوم بخوانید. نه تنها محتوای تولیدشده را بخوانید، بلکه نظرات و کامنت‌ها را نیز به‌دقت مطالعه کنید.

10. رصد کردن ایمیل‌ها/ تماس‌های تلفنی

از این دو مجرا چه نوع درخواست‌هایی مطرح می‌شود؟ از همکاران شرکت خود که پاسخ این پرسش را می‌دانند بپرسید و درخواست‌هایی را که در این دو مجرا مطرح می‌شوند، یادداشت کنید.

11- بازیافت محتوای موجود
بنابر گفته‌ی مؤسسه‌ی بازاریابی محتوایی، 64 درصد بازاریابان محتوایی B2B گزارش داده‌اند که با چالش تولید محتوای کافی روبه‌رو هستند؛ راهکار مقابله با این چالش به نظر ما در این است که محتوای موجود را بازیافت کنیم.

بازیافت محتوای موجود، ساده‌ترین و به‌صرفه‌ترین راه برای افزایش تولید محتواست بدون اینکه بخواهید کیفیت را فدای کمیت کنید. شما می‌توانید با یافتن راهی برای بهره‌برداری مجدد از محتوای موجود، به خلق منابع جدید و الهام‌بخش اقدام کنید.

کتاب‌های الکترونیکی‌ یا مقالات طولانی‌تان را تقسیم کنید
برای اینکه از کتاب‌های الکترونیکی خود بیشترین بهره را ببرید، آنها را به پست‌های وبلاگی مجزا با ارزشی برابر تقسیم کنید. تقسیم کردن پیشنهادهای بلندمدت، یک تکنیک بازاریابی است که اکثرا آن را به کار نمی‌برند؛ شما با به‌کارگیری این تکنیک، می‌توانید به‌سادگی با تغییر رسانه‌ به ارزش‌آفرینی ادامه دهید.

کتاب‌های الکترونیکی، ممکن است برای برخی از مخاطبان پرحجم به نظر برسد، اما هضم پست‌های وبلاگی که جنبه‌ا‌ی خاص از یک مشکل کلی را بررسی می‌کنند، می‌تواند برای اکثر مخاطبان راحت‌تر باشد. در اینجا نیز مانند هر تقسیم‌بندی دیگری، بسته به مجرایی که قصد انتشار محتوا را در آن دارید، به اندکی بازسازی قالب نیاز خواهید داشت.

برای مقالات وبلاگ خود آرشیو درست کنید
فعلا از کلافه کردن مغز خود برای یافتن ایده‌های جدید دست بردارید و لطفی در حق خودتان بکنید: ‌وبلاگ خود را آرشیو کنید. احتمالا شمار زیادی کتاب الکترونیکی در اختیار دارید که می‌خواهید آنها را به شکلی تازه به رایگان منتشر کنید. اما پیش از اینکه مقالات موجود خود را غربال کنید، آنالیتیکس وبلاگ را بررسی کنید تا ببینید آیا پست‌های خاصی بوده‌اند که بیشترین بازدید یا به‌اشتراک‌گذاری را به همراه داشته‌اند.

هدف این است که نه تنها مقاله‌ای را که عملکرد خوب داشته کشف کنید، بلکه چندین مقاله را نیز که با موضوع آن مقاله هم‌پوشانی دارند، پیدا کنید. اگر بتوانید به ازای هر موضوع، 3 تا 5 مقاله جمع کنید، بیش از نصف راه را پیموده‌اید. با اینکه می‌توانید مقالات را به شکل اصلی‌شان به کار ببرید، اما چنددقیقه صبر کنید و آنها را بازبینی و بازسازی کنید. مثلا آمار و ارقامی جدید به آن بیفزایید، عنوان را تغییر دهید و یا چند جمله را که گمان می‌کنید سر و شکل بهتری به مقاله می‌دهند، پس‌ و ‌پیش کنید.

در هر رویکردی که به کار می‌گیرید، حتما برای سهولت خوانشِ مجموعه‌ی از مقالات، به پیوستگی کاربردی میان آنها توجه کنید. با این کار، گسست طبیعیِ موجود میان مقالات را از بین می‌برید و از پیوستگی همه‌ی مقالات با هم اطمینان خواهید یافت. همچنین، شما می‌توانید چندین نمودار، تصویر و آرایه‌ی گرافیکی هم به مقاله بیفزایید؛ با این تغییرات، در پایان خواهید دید که یک کتاب الکترونیکی جدید برای به‌اشتراک‌گذاری با خریداران خواهید داشت!

محتوایی همیشه‌سبز توسعه دهید
محتوای همیشه‌سبز کنایه از محتوایی ماندگار و همیشگی است که تاریخ مصرف ندارد (شاید مثل این مطلب). محتوای همیشه‌سبز، اطلاعاتی با کیفیت ‌بالا و ماندگار به اشتراک می‌گذارد. بر خلاف محتوایی که تاریخ مصرف و انقضا دارد، محتوای ماندگار نه تنها برای کسب‌وکارتان، ارزش بلندمدت به ارمغان می‌آورد، بلکه این ظرفیت را نیز دارد که نیازهای مشتریان‌تان را در طول زمان برآورده کند.

در دنیای آرمانی، هر آنچه تولید می‌شود ماندگار خواهد بود؛ اما دنیای ما این‌گونه نیست. بنابراین، اگر از تهیه‌ و انتشار گزارش در مورد موضوعات داغ و گرایش‌های روزِ صنعت به خاطر نگرانی از انقضای تاریخ مصرف‌شان پرهیز کنید، به مزیت رقابتی کسب‌وکار خود لطمه خواهید زد. باید بدانید که دنیای کسب و کار روزانه تغییر می‌کند، از این رو، درک مزیت محتوای ماندگار و تقویت ارزش آن با یافتن راهکارهای خلاقانه، یک اصل کلیدی در کانتنت مارکتینگ است.

به جای اینکه از این نکته‌ی کوچک بازاریابی به‌سادگی بگذرید، آن را در به‌روزرسانی‌های شبکه‌های اجتماعی، لینک‌های وبلاگ، کتاب‌های الکترونیک، وبینارها و پرسش‌های تکراری در نظر بگیرید. انتشار و بازیافت محتوای ماندگار این امکان را برای کسب‌وکار شما فراهم می‌کند تا رهبری صنعت را به دست بگیرید و سطح رضایت مشتریان‌تان را افزایش دهید.

مخاطبان جدیدی را هدف بگیرید
تعداد شخصیت‌های خریدارتان، نه تنها بازتابی از کسب‌وکار شماست، بلکه محصول یا خدمات متمایز شما را هم نشان می‌دهد. درحالی‌که برخی کسب‌وکارها تنها یک شخصیت خریدار را شناسایی می‌کنند، سایرکسب‌وکارها به دنبال هدف‌گیری 3 یا 4 شخصیت خریدار هستند.

برای آنهایی که به دنبال جذبِ بیش از یک شخصیت خریدارند، تولید محتوایی که همه‌ی شخصیت‌های خریدار را هدف قرار دهد، بسیار دشوار است؛ چرا که برخی از تولیدات محتوایی‌تان ممکن است با تعدادی از شخصیت‌های خریدار شما ارتباط برقرار کند اما چندان خوشایند بقیه نباشد. اینجاست که باید در اندیشه‌ی بازیافت محتوا باشید. مثلا ممکن است پیش‌تر یک کتاب الکترونیکی را منتشر کرده باشید که اکثر مخاطبان را جذب کرده باشد، اما چه‌ بسا این رویکرد در بلندمدت همه را راضی نکند.

بنابراین، به جای اینکه بخشی از مخاطبانِ هدف خود را رها کنید، محتوا را به شکلی بازیافت کنید که مناسب مشتریانی باشد که پیش‌تر از اصل محتوا استقبال نکرده‌اند. اجازه ندهید مشتریان‌تان عقب بیفتند؛ یادتان باشد که تنها با رسیدن به پتانسیل کامل مخاطبان‌تان، می‌توانید به بازگشت سرمایه‌ی بالاتری دست پیدا کنید.

12- تبلیغ محتوای تولید شده در شبکه‌‌های اجتماعی
تولید محتوا مهم است، اما اینکه بتوانید پیام خود را به خریداران برسانید، موضوع دیگری است. بهترین راه برای تبلیغ و ترویج محتوای شما بهره‌گیری از رسانه‌های اجتماعی است. کارشناسان بازاریابی محتوایی در شرکت Moz توصیه‌ها‌ی زیر را بیان کرده‌اند:‌

کانال درست را انتخاب کنید
برخی از محتواها برای اینستاگرام مناسب هستند و برخی دیگر برای توییتر و برخی هم برای هر دو. شما باید مخاطب خود را به اندازه‌ای بشناسید که بدانید دوست دارد چه چیز را در کجا ببیند. اگر هنوز چنین شناختی ندارید، به آزمون و تجربه بپردازید تا چنین شناختی را از مخاطبان خود کسب کنید.

در زمان‌های مناسب پست بگذارید
اینستاگرام، توییتر و لینکدین در نسخه بیزینس خود آمارهایی به شما ارائه می‌دهند. از این اطلاعات می‌توانید به خوبی درباره زمان مناسب گذاشتن پست کسب تجربه کنید.

از هشتگ استفاده کنید
با اینکه بهره‌گیری افراطی از هشتگ‌ها خوب نیست، اما خود هشتگ‌ها راه خوبی برای جلب مخاطبان جدید هستند. بررسی کنید تا ببینید کدام هشتگ‌ها برای صنعت و کسب‌وکارتان مناسب‌ترند (اما در هر بار بیش از دو هشتگ به کار نبرید).

بیشتر بخوانید: راهنمای کامل استفاده از IGTV اینستاگرام

چطور افراد بیشتری را به اشتراک‌گذاری محتوای خود ترغیب کنید؟
وادار ساختن مردم به اشتراک‌‌گذاری محتوا در شبکه‌های اجتماعی دشوار است. در واقع، حتی شرکت‌های صاحب‌نامی همچون کوکاکولا نیز بخش عظیمی از بودجه‌ی بازاریابی خود را برای خلق راهبردهای درگیری در شبکه‌های اجتماعی صرف می‌کنند.

بازاریابی رسانه‌های اجتماعی مفهومی مبهم و گیج‌کننده است؛ اما یک موضوع را فراموش نکنید که هدف اصلی شما باید همواره درگیر کردن مخاطب با محتوا باشد. هرچه شمار هواداران و کاربران شبکه‌های اجتماعی که با محتوای شما تعامل برقرار می‌کنند افزایش یابد، بازاریابی شبکه‌های اجتماعی هم بازدهی کلان‌تری خواهد داشت.

۱. اتخاذ رویکردی راهبردی در مورد پلاگین‌های اجتماعی
در محیط اینترنتی امروزه، برخورداری از آیکن‌هایِ به‌اشتراک‌گذاری محتوا در شبکه‌های اجتماعی برای قابلیت بازاریابی وبسایت شما یک ضرورت است. بازاریابان در آسان کردن فرایندها برای خوانندگانِ آنلاین مهارت بسیار خوبی پیدا کرده‌اند؛ به بیان دیگر، شما اگر خواهان رقابت هستید، باید راحتی خوانندگان را در نظر بگیرید.

شما باید گزینه‌های به‌اشتراک‌گذاری را در بالا و پایین محتوای خود قرار دهید تا قابلیت دیده‌شدنِ آنها را افزایش دهید و دسترسی خوانندگان را به محتوا در هر کجای صفحه که هستند، بالا ببرید. اگر وبلاگ شرکت شما در وردپرس کار می‌کند، می‌توانید پلاگین‌های شناساییِ خودکار را بسته به پلتفرم‌هایی که کاربران هنگام بازدید از محتوای شما در آن قرار دارند، اجرا کنید و آنها را به ‌اشتراک‌گذاری محتوا در شبکه‌های اجتماعی یا دریافت اشتراک محتوای خود وادار کنید.

۲. اشتراک‌گذاری محتوای حساس به زمان
پست‌های شبکه‌های اجتماعی شما از پست‌‌گذاری حساس به زمان سود می‌برند. پژوهشی که از سوی Buddy Media انجام شده، نشان می‌دهد که برندهایی که خارج از ساعات کاری محتوا پست کرده‌اند، 20 درصد افزایش نرخ درگیری داشته‌اند. زمان اوج درگیری برندها هم یکسان نیست. با این حال، شما می‌توانید با اجرای آزمون A/B در تلاش‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی انجام می‌دهید، دقیقاً تعیین کنید که چه زمانی هواداران یا فالورهای‌تان بالاترین نرخ پاسخ‌دهی را به مطالب‌تان دارند. با این کار می‌توانید در موردنیازهای مخاطبانِ هدف خود در داخل پلتفرم مورد نظر به اجماع برسید.

۳. سنجش اثربخشی محتوای اشتراک‌گذاری‌شده
ملاحظه‌ی دیگر نوع محتوا و نیز نحوه‌ی به‌اشتراک‌گذاری آن است. برای نمونه، پست کردن به‌روزرسانی یک وبلاگ در فیسبوک می‌تواند یکی از دو نتیجه‌ی زیر را در پی داشته باشد:‌

یا بی‌اثر خواهد بود و دیده نخواهد شد.
یا واقعا فرصتی ناب برای مشارکت هواداران شما فراهم می‌کند.
نگرش ما به آنچه به اشتراک می‌گذاریم و واکنش‌های ناشی از آن صرفا نباید در فضای داخلی شرکت ابراز ‌شود. صرف اینکه در مورد به‌اشتراک‌گذاری محتوا هیجان‌زده باشیم، کافی نیست؛ باید این هیجان را در محتوای خود ابراز کنیم.

هنگام به‌روزرسانی وضعیت صفحه‌ی هواداران‌تان، پست کردن لینکی با عنوان «به‌روزرسانی وبلاگ» بسیار بیهوده و نامؤثر است. به جای این کار، با یک ویژگی متمایز و منحصربه‌فرد، مخاطب را به کنش‌گری برانگیزانید و با بهره‌گیری از تبلیغات اجتماعی، اشتیاق و علاقه‌ در او ایجاد کنید.

برای نمونه، فرض کنیم شما مقاله‌ای در مورد راهبردهای تولید سرنخ فروش نوشته‌اید. برای پست کردن لینک این مقاله، باید وضعیت خود را به‌روزرسانی کنید و چیزی در مورد خود لینک بگویید. آنگاه نوشتار وضعیت شما این خواهد بود: «‌سرنخ‌های بیشتر یعنی فروش بیشتر. مروری بر موفق‌ترین راهبردهای تولید سرنخ 2011. با ما همراه باشید و با ایده‌های قدرتمند در عمل آشنا شوید.»

۴. مشوق‌هایی برای درگیرسازی
فیسبوک، توییتر و یوتیوب ویژگی‌های مشترکی دارند که اساسا اثربخشی فعالیت‌های محتوایی شما را چند برابر می‌کنند. یک کاربر، محتوایی را با کاربر دیگر به اشتراک می‌گذارد و این چرخه ادامه می‌یابد. برای اینکه بتوانید به این شکلِ تصاعدی دیده شوید، باید طی پویش یا دوره‌ای معین تا جایی که می‌توانید جنب‌و‌جوش داشته باشید. برای این کار، هیچ روشی بهتر از فراهم کردن مشوقی برای برانگیختن کنش از سوی مخاطب نیست. در زیر نمونه‌هایی ارائه می‌کنیم که می‌توانید از آنها در پست‌های خود بهره بگیرید:‌

مسابقه‌ها
شرط‌بندی‌ها
جوایز
هدایای رایگان
قرعه‌کشی ها
یا هر چیز دیگری که به ذهن‌تان می‌رسد.

انگیزشِ شخصیت‌های خریدار باعث افزایش درگیری آنها می‌شود و کسب‌وکار شما را در موقعیت بهتری برای دیده‌شدن قرار می‌دهد.


هر چند وقت یک بار باید به بازاریابی محتوایی بپردازید؟
پاسخ این پرسش خیلی کوتاه است؛ تا جایی که می‌توانید وبلاگ بنویسید. فرقی هم نمی‌کند که هفته‌ای سه‌بار می‌نویسید یا دو بار در روز. در کل، هرچه تعداد بیشتری محتوای با کیفیت بنویسید، نتایج مثبت را سریع‌تر خواهید دید.

آیا باید تولید محتوا را برون‌سپاری کرد و به آژانس‌های تولید محتوا سپرد؟
برون‌سپاری تولید محتوا در واقع مشابه برون‌سپاری بازاریابی است. اگرچه این موضوع هم ممکن است مزایایی برای شما به همراه داشته باشد ولی ایده‌آل آن است که از فریلنسرها و آژانس‌های تولید محتوا مشورت بگیرید ولی در نهایت کار را خودتان انجام دهید. در مطلب آموزش بهینه سازی سایت توضیح داده‌ایم که چرا نباید کار سئو برون‌سپاری شود. به جای برون سپاری از دوره کامل بازاریابی دیجیتال استفاده کنید. به همان دلایل کانتنت مارکتینگ را هم بهتر است برون‌سپاری نکنید. اما گاهاً در مواردی پیش می‌آید که برون‌سپاری بخشی از فرآیند تولید محتوا می‌تواند مفید واقع شود که در این صورت حتماً مطلب سفارش تولید محتوا را بخوانید.

جمع بندی
پس از همه‌ی مطالبی که گفته شد، اکنون دیگر نسبت به ضرورت و اهمیت کانتنت مارکتینگ کوچک‌ترین تردیدی به دل ندارید. تنها چیزی که باید رعایت کنید این است که بر اصول بازاریابی محتوایی مسلط شوید. بار دیگر این نکات را اینجا جمع بندی می‌کنیم:

تدوین یک استراتژی محتوایی اصولی همراه با تیم‌تان
شناسایی شخصیت‌های خریدار یا مخاطبان هدف
تعیین نوع محتوایی که برای بازار شما بهترین کارکرد را دارد و تولید محتوای باکیفیت به طور پیوسته
ترویج محتوا از طریق شبکه‌های اجتماعی
بهره‌گیری از بازاریابی محتوایی در تمام مراحل چرخه‌ی خرید
یافتن راه‌هایی برای درگیر کردن مشتریان با بهره‌گیری از محتوای تولید‌ شده توسط خودشان
سنجیدن، آزمودن، بهبود بخشیدن و تکرار کردن

منبع: یکتانت

بازدید : 48
دوشنبه 15 آذر 1400 زمان : 15:26

با سلام.به دنیای بلاگ ایران و وبلاگ جدید خود خوش آمدید.هم اکنون میتوانید از امکانات شگفت انگیز بلاگ ایران استفاده نمایید و مطالب خود را ارسال نمایید.شما میتوانید قالب و محیط وبلاگ خود را از مدیریت وبلاگ تغییر دهید.با فعالیت در بلاگ ایران هر روز منتظر مسابقات مختلف و جوایز ویژه باشید. در صورت نیاز به راهنمایی و پشتیبانی از قسمت مدیریت با ما در ارتباط باشید.برای حفظ زیبابی وبلاگ خود میتوانید این پیام را حذف نمایید.امیدواریم لحظات خوبی را در بلاگ ایران سپری نمایید...

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 8
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 1
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 2
  • بازدید ماه : 2
  • بازدید سال : 4
  • بازدید کلی : 574
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی